من و وجدانم...

دیروز اینجانب رفتم و چندعددی تخم مرغ خریدم که ای کاش نمی خریدم! اومدم تخم مرغها رو بچینم توی یخچال یه دفعه سرکار خانم مرغ اومدن توی دهنم مبنی بر اینکه خودت دوست داری بچه ات رو کسی بخوره که بچه منو می خوری!!! بعدش به گاو و گوساله فکر کردم، یه دفعه یاد ماهی هایی که خوردیم و توی فریزر هم هست افتادم، ای وای من ببعی رو بگو و.... خلاصه این مدلی بود که شام خوراک لوبیاسبز درست کردم بدون گوشت!!!

نمک خان: گوشتمون تموم شده!!! این چرا گوشت نداره (هی هم این خوراک رو زیر و رو می کرد که بلکه گوشتی یا شبه گوشتی پیدا کنه)

من: تو دوست داری کسی بچه ات رو بخوره؟!؟!

نمک خان: الان بچه به دنیا نیومده من به گوشت خوراک لوبیا سبز مربوط می شه!!!

من: شروع کردم با جزئیات تمام توضیح دادن

نمک خان: یعنی قراره از این به بعد گیاهخوار شیم دیگهههههههه!!! خدایا رحم به پروردگار نمی کنی به این معده فلک زده من رحم کن.

شام به اتمام رسید یه یکساعتی هم گذشت و من بلند شدم برای ناهار فردای خودم توی شرکت غذا بریزم. درب یخچال رو باز کردم و از شب قبل زرشک پلو با یک فروند ران مرغ اضافه اومده بود. همون رو ریختم توی ظرف غذام.

نمک خان در حالیکه ران مرغ را از ناحیه استخوان بلند کرده بود و گرفته جلوی دیدگان من گفت: عزیزم اون وقت این مامان نداشته!!!

من: نه عزیزم این خودش مامان بوده!!!  

/ 54 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الناز

خانومی حداقل یه خبری از خودت بده نگرانتیم[نگران]

من

تاریخ پایین پست 24 امه ....امروز 12 امه....کجایی فلفل بانو؟؟؟

سمانه

جیجر کجایی؟ دلم برات تنگ شده

زاغی

به جهنم که جواب نمیدی مرده شورتو ببرن با این سرکار گذاشتنت! اصلا جواب هم بدی دیگه به تخم هم حسابت نمیکنم عیکبیری! منو بگو هی هرروز میام سرمیزنم با کلی ذوق! به درک انقد جواب نده و ننویس تا بترکی! چسونه!

ندا

اي بابا ، اينترنت ها رو قطع كردن، حالش خوبه ، نگران نباشيد.

آنی

نمی خوای بیای؟![نگران]

میترا

فلفل بانو کجایی ؟ یه خبری از خودت بده

تینا

[خنده] خیلی باحال بود خیلی خندیدم! لحن نگارشت توپ! راستی به منم رمز میدی؟!